سلطان محمد مطربي سمرقندي
75
تذكرة الشعراء ( فارسي )
است ، امّا آنچه در آثار وى و ديگر تذكرهها باقىمانده به اين شرح است : يا من من الصفا تك اللّه واحدا * پيدا تو كرده طفل له ليس والدا از پرتو جمال تو اى حىّ لم يزل * خورشيد لمعهاى است در اين طاق پرصدا آثار صنع توست اگر فوق اگر فرود * محتاج لطف توست اگر شاه اگر گدا هركس به مقصدى و خوش آن را كه همچو من * ليس له سواك مقصود و مقصدا صوفى اگر ز جام تو يك جرعهاى چشد * رهن شرابخانه كند خرقه و ردا بنماى روى خويش كه دردم ز حد گذشت * يا من بدا جمالك فى كل مابدا بهر فداى تو چه بود جان « مطربى » * بادا هزار جان مقدس تو را فدا « 1 » * * * به جاى آب در چشم من آذر مىشود پيدا * مجو ماهى كه در آتش سمندر مىشود پيدا سقاك اللّه سقيا اى سرشك از عيش بازيها * مرا بر لب چكان آبى تو را گر مىشود پيدا مرا در بوستان دل گشايد صد گل شادى * چو آن سرو سمنبر از برابر مىشود پيدا ز چشمم اشك مىآيد چو رويش از نظر شد دور * بلى چون مهر غايب گشت اختر مىشود پيدا ز روى زرد خود چون « مطربى » شادند عشاقان * بلى شادى عالم جمله از زر مىشود پيدا « 2 » * * *
--> ( 1 ) . تذكرة الشعرا ، ش 18 . ( 2 ) . همانجا ، ش 172 .